رادیو راوا

صدای زمین

بهشت آلوده؛ پشت پرده جزایر گردشگری مالزی

 محسن جعفری/ رادیو راوا
قایق که از ساحل لنکاوی فاصله می‌گیرد، جزیره همان تصویری را دارد که گردشگران برای دیدنش به اینجا آمده‌اند. جنگل تا نزدیکی آب پایین آمده، دریا آرام است و قایق‌های توریستی یکی پس از دیگری مسافران را میان جزایر جابه‌جا می‌کنند. بیشتر کسانی که چند روزی را در لنکاوی می‌گذرانند، احتمالاً با همین تصویر به خانه برمی‌گردند: جزیره‌ای سبز در میان آب‌های گرمسیری مالزی.
در وهله اول، چیز نگران‌کننده‌ای دیده نمی‌شود. بسیاری از ساحل‌هایی که گردشگران می‌بینند تمیزند. هتل‌ها و مجموعه‌های گردشگری اطراف خود را مرتب نگاه می‌دارند و در نقاط پرتردد، تصویر آشنای یک جزیره گرمسیری هنوز واقعی است. اما کمی دورتر، تصویر تغییر می‌کند.
تورهای ماهیگیری رهاشده، زباله‌هایی که میان سنگ‌ها یا در بخش‌هایی از ساحل باقی مانده‌اند و رفت‌وآمد مداوم قایق‌ها، بخشی از واقعیات مناطق گردشگری دریایی است. مسئله فقط چیزی نیست که روی ساحل دیده می‌شود. زیر آب اما، تغییراتی اتفاق می‌افتد که گردشگری که برای چند ساعت شنا یا تفرج آمده،  آنها را نمی‌بیند.
همین فاصله میان چیزی که دیده می‌شود و چیزی که در حال اتفاق افتادن است، یکی از دشواری‌های درک درست وضعیت جزایر گردشگری در کشور مالزی است.
گردشگر معمولا با یک تجربه کوتاه روبه‌روست. ساحل را می‌بیند، وارد آب می‌شود، با قایق به جزیره دیگری می‌رود و چند روز بعد برمی‌گردد. اما سلامت یک جزیره چیزی نیست که بتوان آن را  فقط از روی شفافیت آب سنجید.
گردشگری برای بسیاری از مردم این مناطق منبع درآمد است. قایقران، هتل‌دار، فروشنده، ماهیگیر و راهنمای گردشگری، همگی به حضور مسافر وابسته‌اند. در عین حال، همین اقتصاد به ساحل و دریایی وابسته است که باید فشار گردشگری، توسعه ساحلی، زباله، فاضلاب و تغییرات اقلیمی را تحمل کند.
داده‌های چند سال اخیر درباره صخره‌های مرجانی نشان می‌دهد آنچه از ساحل دیده می‌شود، معیار کاملی برای سنجش سلامت اکوسیستم دریایی نیست.
بر اساس گزارش‌های سازمان «ریف چک مالزی» که به طور اختصاصی در اختیار من قرار گرفت، متوسط پوشش مرجان زنده در نقاط بررسی‌شده این کشور در سال ۲۰۲۳، ۴۵.۸۷ درصد بود. این رقم در سال ۲۰۲۴ به ۴۴.۶۵ درصد رسید و در گزارش سال ۲۰۲۵، بر اساس بررسی ۲۹۷ محل، به ۳۹.۹۴ درصد کاهش یافت.
یعنی در فاصله دو سال، متوسط پوشش مرجان زنده در مناطق بررسی‌شده نزدیک به شش واحد درصد کاهش یافته است.
«ریف چک مالزی» وضعیت متوسط پوشش مرجان زنده را همچنان در رده «متوسط» قرار داده است. در سال ۲۰۲۵ نیز در ۶۳ درصد مناطق یا جزایر بررسی‌شده، کاهش پوشش مرجان زنده نسبت به سال قبل ثبت شد.
این اعداد البته درباره همه صخره‌های مرجانی مالزی یکسان نیستند. بعضی مناطق وضعیت بهتری دارند و بعضی دیگر فشار بیشتری را تحمل می‌کنند. اما کاهش کلی در سال‌های اخیر قابل توجه است؛ به‌خصوص وقتی بدانیم ظاهر یک ساحل، لزوماً چیزی درباره وضعیت زیر آب به ما نمی‌گوید.
سال ۲۰۲۴ برای مرجان‌ها سال دشواری بود. افزایش دمای دریا به سفیدشدگی گسترده انجامید و بررسی‌های انجام‌شده در جریان این رویداد نشان داد حدود نیمی از مرجان‌های بررسی‌شده دچار سفیدشدگی شده بودند.
مرجانی که سفید می‌شود لزوماً همان لحظه نمی‌میرد، اما سفیدشدگی نشانه فشار شدید بر آن است. ادامه شرایط نامناسب می‌تواند توان بازیابی مرجان را کاهش دهد و اکوسیستمی را که بسیاری از گونه‌های دریایی به آن وابسته‌اند تحت فشار قرار دهد.
با این حال، این اتفاق را نمی‌توان صرفاً به گردشگری مالزی نسبت داد. افزایش دمای اقیانوس‌ها مسئله‌ای جهانی است و مدیریت یک جزیره نمی‌تواند به‌تنهایی جلوی آن را بگیرد.
همین مسئله تفکیک مسئولیت را دشوار می‌کند. وقتی یک صخره مرجانی آسیب می‌بیند، چه مقدار از فشار ناشی از تغییر اقلیم است و چه مقدار به اتفاقاتی مربوط می‌شود که در همان جزیره می‌توان کنترل کرد؟
از ترزا نگ، مدیر عملیاتی «ریف چک مالزی»، درباره آینده این صخره‌ها پرسیدم.
او معتقد است مدیریت فعال پارک‌های دریایی، مشارکت جوامع محلی و اجرای بهتر مقررات می‌تواند به حفظ یا بهبود تدریجی وضعیت بعضی صخره‌های مرجانی کمک کند. اما به گفته او، افزایش دمای دریا و سفیدشدگی ناشی از تغییر اقلیم خطری است که اقدامات محلی نمی‌تواند به‌طور کامل جبرانش کند.
خانم نگ درباره سال‌های پیش رو می‌گوید که اگر رشد ناپایدار گردشگری در کنار فشارهای اقلیمی ادامه پیدا کند، بسیاری از صخره‌های مرجانی در دهه آینده برای عبور از وضعیت «متوسط» با مشکل روبه‌رو خواهند شد. به گفته او، مناطقی نزدیک سواحل شهری یا به‌شدت توسعه‌یافته، از جمله پینانگ و لنکاوی، ممکن است فشار بیشتری را تجربه کنند.
هر چند که سفیدشدگی ناشی از افزایش دمای آب در مقیاسی جهانی اتفاق می‌افتد. اما چیزهایی مثل مدیریت زباله، فاضلاب، تعداد قایق‌ها، محل لنگر انداختن آنها و میزان حضور گردشگران، دست‌کم در سطح محلی، قابل مدیریت‌اند.
همین موضوع را با دکتر مهدی محمد، مدیر مرکز مطالعات دریایی و ساحلی دانشگاه علوم مالزی در پینانگ، در میان گذاشتم. او بیش از ۲۵ سال در این حوزه تحقیق کرده است.
سوال  من این بود که تصویر «پاک و بکر» جزایر مالزی در تبلیغات گردشگری، چقدر با واقعیت فاصله دارد.
به گفته او این تصویر کاملاً نادرست نیست، اما همه واقعیت را هم نشان نمی‌دهد. مسئله این نیست که تصاویر گردشگری الزاماً جعلی‌اند. بسیاری از این سواحل واقعاً زیبا هستند، آب در بسیاری نقاط واقعاً شفاف است و جنگل‌های گرمسیری واقعاً تا نزدیکی دریا ادامه دارند. اما زیبایی با سلامت محیط‌زیست یکسان نیست.
او در گفت‌وگو با من ادامه داد:  «ممکن است آب آبی به نظر برسد، اما اکوسیستم سالم نباشد.»
همین جمله، تفاوت میان تجربه گردشگر و چیزی را که در ارزیابی محیط‌زیستی اندازه‌گیری می‌شود، خوب نشان می‌دهد. بسیاری از آلاینده‌هایی که بر محیط دریایی اثر می‌گذارند، اساساً با چشم دیده نمی‌شوند.
پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ در چهار منطقه مرجانی شبه‌جزیره مالزی انجام شد، در نمونه‌های آب هر چهار منطقه میکروپلاستیک پیدا کرد. در میان مناطق بررسی‌شده، پرهنتیان بالاترین میانگین را داشت و پس از آن پینانگ، پورت دیکسون و تیومان قرار گرفتند. بیش از نیمی از ذرات شناسایی‌شده کمتر از یک میلی‌متر بودند.
این همان مشکلی است که قضاوت درباره وضعیت یک جزیره را پیچیده می‌کند. بخشی از فشار محیط‌زیستی آشکار است؛ بطری پلاستیکی روی ماسه را می‌توان دید و برداشت. اما بخش دیگری در آب، رسوبات یا تغییر تدریجی اکوسیستم پنهان می‌ماند. زباله‌ای که امکان دارد از همان ساحل نیامده باشد.
با گیوا سامیناتان، بنیان‌گذار «مای کلین بیچ»، درباره زباله‌هایی که در سواحل دیده می‌شود صحبت کردم. او سال‌هاست با زباله‌های ساحلی سروکار دارد و تجربه‌اش نشان می‌دهد بخشی از زباله‌ای که در ساحل جمع می‌شود، لزوماً همان‌جا رها نشده است.
این نکته، پاسخ ساده‌ای را که معمولاً برای آلودگی ساحل وجود دارد به هم می‌زند: گردشگر آمده، زباله ریخته و رفته است. اما واقعیت پیچیده‌تر است.
به گفته خانم سامیناتان، زباله می‌تواند از مناطق داخلی وارد کانال‌ها و رودخانه‌ها شود و بعد به دریا و ساحل برسد. ضعف در مدیریت پسماند و برخی محل‌های دفن زباله نیز می‌تواند در این چرخه نقش داشته باشد.
در فصل‌های شلوغ گردشگری، مصرف ظروف غذا، بطری‌ها و محصولات یک‌بارمصرف بیشتر می‌شود و طبیعتا حجم پسماند نیز افزایش پیدا می‌کند. اما خانم سامیناتان معتقد است نسبت دادن کل آلودگی ساحلی به گردشگران، تصویر کاملی از مسئله نیست.
در بعضی نقاط، تفاوت میان ساحلی که گردشگران می‌بینند و بخش‌های دیگر کاملاً محسوس است. مناطق مقابل هتل‌ها، ورودی‌های اصلی یا نقاط پرتردد مرتب پاکسازی می‌شوند. کمی دورتر، ممکن است زباله‌هایی دیده شود که مدت بیشتری باقی مانده‌اند.
پاکسازی مداوم نقاط گردشگری البته کار اشتباهی نیست. هیچ‌کس از باقی ماندن زباله در ساحل سود نمی‌برد. اما تمیز کردن بخش قابل مشاهده یک مسئله، الزاماً به معنی حل منشأ آن نیست.
از خانم سامیناتان درباره سطل‌های بازیافتی که در بعضی از این مناطق قرار داده شده نیز پرسیدم. به گفته او، وجود این سطل‌ها لزوما به معنای درست کار کردن سیستم نیست. در برخی نقاط، مواد بازیافتی و زباله معمولی در همان سطل‌ها با یکدیگر مخلوط می‌شوند. از مردم خواسته می‌شود زباله را تفکیک کنند، اما این تفکیک همیشه در ادامه مسیر حفظ نمی‌شود.
برای گردشگری که بطری خود را در سطل بازیافت می‌اندازد، ماجرا همان‌جا تمام شده است. برای سیستم مدیریت پسماند اما ماجرا از همان‌جا آغاز می‌شود.
اینکه زباله بعد از سطل کجا می‌رود، چگونه حمل می‌شود، آیا دوباره تفکیک می‌شود و در نهایت چه سرنوشتی پیدا می‌کند، بخشی از همان زنجیره‌ای است که در ظاهر یک ساحل تمیز دیده نمی‌شود.
در سال‌های اخیر پاکسازی ساحل به یکی از فعالیت‌های رایج شرکت‌ها و سازمان‌ها در مالزی تبدیل شده است. گیوا سامیناتان افزایش این برنامه‌ها را مثبت می‌داند، اما می‌گوید جمع‌کردن زباله فقط بخشی از مسئله است.
«در برخی برنامه‌ها، زباله پس از جمع‌آوری تفکیک و ردیابی نمی‌شود و در نهایت همراه سایر پسماندها به محل دفن منتقل می‌شود.»
خانم سامیناتان میگوید:  «ما نمی‌دانیم که آیا واقعا مشکل را حل می‌کنیم یا فقط آن را جابه‌جا می‌کنیم؟» پرسش ساده‌ای است، اما پاسخ آن تفاوت میان پاکسازی و مدیریت پسماند را نشان می‌دهد.
اگر هر سال گروه‌های بیشتری برای جمع‌کردن زباله به یک ساحل بروند و هر سال حجم مشابهی از زباله دوباره به همان ساحل برسد، تعداد کیسه‌های جمع‌آوری‌شده به‌تنهایی نشانه موفقیت نیست.
از نگاه خانم سامیناتان، موفقیت پاکسازی ساحل را نباید فقط با مقدار زباله جمع‌آوری‌شده سنجید. نتیجه واقعی زمانی دیده می‌شود که در سال‌های بعد، زباله کمتری برای جمع‌کردن وجود داشته باشد.
پینانگ نمونه دیگری از پیچیدگی آلودگی ساحلی است. شهر، ساخت‌وساز، گردشگری، زهکشی و دریا در فاصله‌ای نزدیک از یکدیگر قرار گرفته‌اند.
آنچه روی خشکی اتفاق می‌افتد، می‌تواند از طریق آبراه‌ها و روان‌آب‌ها به ساحل برسد. زباله‌ای که کیلومترها دورتر رها شده ممکن است در نهایت سر از دریا درآورد. مواد مغذی و رسوبات نیز می‌توانند از مسیرهای مختلف وارد محیط ساحلی شوند.
 دکتر مهدی محمد گفته بود که  در چنین شرایطی نمی‌توان یک عامل را جدا کرد و تمام مسئله را به آن نسبت داد. رسوب، فاضلاب، مواد مغذی، پلاستیک، فعالیت قایق‌ها و افزایش دمای آب می‌توانند هم‌زمان بر یک اکوسیستم اثر بگذارند.
وقتی از او درباره سهم رفتار افراد در مقایسه با ضعف مدیریت پرسیدم، گفت هر دو اهمیت دارند، اما در ارزیابی او مشکلات سیستماتیک سهم بیشتری دارند.
او از ضعف زیرساخت تصفیه فاضلاب در جزایر کوچک، اجرای ناکافی مقررات، پراکندگی مسئولیت میان نهادها، نبود ارزیابی کافی از ظرفیت گردشگری و ضعف پایش بلندمدت محیط‌زیست نام برد.
این پاسخ مسئله را از رفتار یک گردشگر یا یک هتل فراتر می‌برد.
«اگر زیرساخت یک جزیره برای جمعیت مشخصی طراحی شده باشد و تعداد مسافران افزایش پیدا کند، مسئله فقط این نیست که گردشگران چقدر مسئولانه رفتار می‌کنند. آب، فاضلاب، زباله، حمل‌ونقل و ظرفیت محیط طبیعی نیز باید بتوانند این افزایش را تحمل کنند.»
و اینجا پرسش دیگری مطرح می‌شود: یک جزیره چه تعداد بازدیدکننده را می‌تواند تحمل کند؟ عددی که هنوز وجود ندارد
پرهنتیان کوچک و پرهنتیان بزرگ از شناخته‌شده‌ترین مقاصد گردشگری دریایی مالزی هستند. گردشگران برای ساحل، غواصی و محیط دریایی به این جزایر می‌روند.
اما اینکه این دو جزیره دقیقا چه تعداد گردشگر را می‌توانند بدون وارد شدن فشار بیش از حد به محیط و زیرساخت تحمل کنند، پرسشی است که هنوز پاسخ نهایی آن منتشر نشده است.
این پرسش را مستقیماً با اداره شیلات مالزی مطرح کردم. این اداره در پاسخ رسمی به من اعلام کرد مطالعه ظرفیت تحمل پرهنتیان کوچک و پرهنتیان بزرگ در حال انجام است. پژوهشگران دانشگاه مالزی ترنگانو با همکاری اداره شیلات مالزی این مطالعه را انجام می‌دهند و انتظار می‌رود گزارش نهایی آن تا پایان سال ۲۰۲۶ آماده شود.
پس فعلاً عدد مشخصی برای تعداد بازدیدکنندگان توصیه‌شده وجود ندارد.
این موضوع به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که تعداد گردشگران فعلی بیش از ظرفیت جزیره است. بدون داشتن نتیجه مطالعه، چنین نتیجه‌ای قابل اثبات نیست.
اما پرسش دیگری ایجاد می‌کند: وقتی یک مقصد سال‌ها پذیرای گردشگران بوده، تصمیم‌گیری درباره میزان توسعه و تعداد بازدیدکنندگان در این مدت بر چه مبنایی انجام شده است؟
اداره شیلات توضیح داد که پس از پایان مطالعه، نتایج آن می‌تواند به عنوان مرجعی برای مدیریت پایدار پارک دریایی، از جمله تعیین تعداد بازدیدکنندگان و فعالیت‌های گردشگری، مورد استفاده قرار گیرد.
به عبارت دیگر، عددی که می‌تواند یکی از مبناهای مدیریت آینده این مقصد باشد، هنوز در حال محاسبه است.
پرهنتیان سال‌هاست یکی از مقاصد گردشگری دریایی مالزی است، اما در زمان انتشار این گزارش، مطالعه‌ای که قرار است ظرفیت تحمل دو جزیره اصلی آن را مشخص کند، هنوز به پایان نرسیده است.
از اداره شیلات درباره زیرساخت‌های جزیره نیز پرسیدم. این اداره توضیح داد که توسعه اقامتگاه‌ها، برنامه‌ریزی زیرساخت، مدیریت پسماند، تصفیه فاضلاب و تأمین آب شیرین در حوزه مسئولیت این اداره نیست و نهادهای دیگری، از جمله دولت ایالت ترنگانو و مقام محلی، در این زمینه مسئولیت دارند. بر روی کاغذ، تقسیم وظایف میان دستگاه‌ها مسئله‌ای اداری است. اما بر روی یک جزیره این موضوعات چندان از هم جدا نیستند.
تعداد گردشگران بر مصرف آب اثر می‌گذارد. افزایش اقامتگاه‌ها می‌تواند مصرف آب و تولید فاضلاب را بیشتر کند. حضور مسافران بیشتر به معنای تولید پسماند بیشتر است. رفت‌وآمد قایق‌ها افزایش پیدا می‌کند و فشار بیشتری می‌تواند بر مناطق حساس دریایی وارد شود.
در نهایت همه این مسیرها دوباره به همان محیطی می‌رسند که گردشگری جزیره به آن وابسته است.
وقتی مسئولیت میان چند نهاد تقسیم شده باشد، یک سؤال ساده باقی می‌ماند: چه کسی نتیجه نهایی را اندازه‌گیری می‌کند؟
در جزیره تیومان هم مسئله ظرفیت تحمل هنوز پاسخ روشنی ندارد.
گزارشی که «ریف چک مالزی» در سال ۲۰۲۵ درباره گردشگری پایدار این جزیره منتشر کرد، می‌گوید برآورد قابل اتکایی از ظرفیت تحمل تیومان وجود ندارد. همان گزارش به کمبود دوره‌ای آب، نبود سیستم متمرکز تصفیه فاضلاب و مشکلات مدیریت پسماند اشاره کرده است.
این اطلاعات به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که تیومان یا پرهنتیان همین حالا بیش از ظرفیت خود گردشگر می‌پذیرند.
برای چنین نتیجه‌ای باید تعداد بازدیدکنندگان، ظرفیت زیرساخت‌ها، وضعیت محیط‌زیستی و تغییرات آنها در طول زمان در کنار یکدیگر قرار گیرند.
اما یک خلأ را نشان می‌دهد: هنوز معلوم نیست این جزایر در چه نقطه‌ای از نظر محیط‌زیستی و زیرساختی به مرز تحمل خود می‌رسند و بدون دانستن این مرز، تشخیص اینکه چه زمانی رشد گردشگری از فرصت اقتصادی به فشار محیط‌زیستی تبدیل می‌شود دشوار است.
اما سوال اساسی اینجاست: چه تعداد گردشگر بیش از حد است؟ آب شیرین، فاضلاب، زباله، قایق‌ها، ساحل، صخره‌های مرجانی و زندگی مردم محلی همه بخشی از پاسخ‌اند. با این وجود  اقتصاد بسیاری از جزایر به مسافر وابسته است. قایق‌ها، هتل‌ها، رستوران‌ها، راهنمایان محلی و بسیاری از مشاغل دیگر بدون گردشگر دوام نمی‌آورند.
برای بسیاری از خانواده‌ها، گردشگر یک مفهوم انتزاعی در آمار اقتصادی نیست؛ منبع درآمد است.
اما همین اقتصاد به چیزی وابسته است که ممکن است با رشد بی‌حساب گردشگری آسیب ببیند: ساحل سالم، آب پاک و محیط دریایی.
اگر کیفیت محیط کاهش پیدا کند، گردشگری نیز در نهایت یکی از قربانیان آن خواهد بود.
ترزا نگ معتقد است تجربه مناطقی با مدیریت فعال و مشارکت بیشتر جامعه محلی نشان می‌دهد بخشی از فشار قابل کنترل است.
مهدی محمد نیز گردشگری را به خودی خود مشکل نمی‌داند. نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که رشد گردشگری بدون توجه کافی به ظرفیت محیط، زیرساخت فاضلاب، مدیریت زباله و پایش بلندمدت ادامه پیدا کند.
این شاید مهم‌ترین تمایز در بحث گردشگری جزایر باشد.
پرسش این نیست که گردشگر باید بیاید یا نیاید. پرسش این است که چه تعداد گردشگر، با چه زیرساختی، تخت چه مقرراتی و با چه نوع نظارتی می‌تواند وارد یک محیط محدود و حساس شود، بدون اینکه سرمایه طبیعی‌ای که اقتصاد محلی بر آن بنا شده به تدریج فرسوده شود.
با همه این ها آنچه شاید بیش از همه چیز اهمیت داشته باشد، فاصله میان تصویری است که گردشگر می‌بیند و چیزی که برای سنجش سلامت واقعی یک جزیره باید بررسی شود.
برای کسی که چند روز به یک جزیره سفر می‌کند، زیبایی طبیعی مهم‌ترین نشانه است. اگر آب شفاف باشد، ساحل تمیز باشد و جنگل هنوز سبز تا نزدیکی دریا ادامه داشته باشد، چه چیزی باید او را نگران کند؟
بحران محیط‌زیستی همیشه با ساحلی پوشیده از زباله یا دریایی تیره آغاز نمی‌شود. گاهی تغییرات تدریجی‌اند. در داده‌های چند ساله دیده می‌شوند، در نمونه آب پیدا می‌شوند، در کاهش پوشش مرجان ثبت می‌شوند یا در زیرساختی آشکار می‌شوند که هنوز معلوم نیست چند نفر را می‌تواند تحمل کند.
این همان چیزی است که در بررسی جزایر گردشگری مالزی بارها تکرار می‌شود.
ظاهر می‌تواند همچنان زیبا باشد، در حالی که نشانه‌های فشار در جای دیگری ثبت شده‌اند.
ساحل تمیز می‌تواند کنار دریایی باشد که در آن میکروپلاستیک وجود دارد.
آب شفاف می‌تواند روی اکوسیستمی قرار گرفته باشد که تحت فشار است.
سطل بازیافت می‌تواند در ساحل باشد، اما زباله تفکیک‌شده در ادامه مسیر دوباره با پسماند معمولی مخلوط شود.
پاکسازی می‌تواند زباله را از مقابل چشم بردارد، بدون آنکه منشأ تولید آن تغییر کرده باشد.
یک مقصد گردشگری می‌تواند سال‌ها میزبان مسافر باشد، در حالی که مطالعه برای تعیین تعداد گردشگرانی که واقعاً می‌تواند تحمل کند هنوز در حال انجام است و شاید دشوارترین بخش ماجرا همین باشد.
.قایق که به ساحل لنکاوی برمی‌گردد، منظره هنوز همان است. جنگل سبز است، آب زیر نور آفتاب می‌درخشد و قایق‌های گردشگری همچنان میان جزایر رفت‌وآمد می‌کنند.
وقتی دوباره به تصویر جزیره از روی آب فکر می‌کنم، مسئله اصلی شاید همین باشد که بسیاری از این تغییرات نشانه آشکاری برای یک گردشگر ندارند. من به عنوان مسافری که چند روز در لنکاوی، پرهنتیان یا تیومان می‌مانم، قرار نیست کیفیت آب را اندازه بگیرم، پوشش مرجان زنده را محاسبه کنم یا بدانم فاضلاب اقامتگاهی که در آن مانده در نهایت چگونه مدیریت می‌شود.
من چیزی را می‌بینم که پیش رو قرار دارد: ساحل، دریا، جنگل و قایق‌هایی که مسافران را میان جزایر جابه‌جا می‌کنند.
مسافران حتی ممکن است پس از چند روز با این تصور برگردند که نگرانی‌ها درباره وضعیت این مناطق اغراق‌آمیز است.
مشکل اینجاست که بخشی از فشار بر یک اکوسیستم، مدت‌ها پیش از آنکه به منظره‌ای آشکار از تخریب تبدیل شود، آغاز شده است. کاهش پوشش مرجان، وجود میکروپلاستیک در آب، فشار بر منابع آب شیرین یا زیرساخت فاضلاب، الزاماً چیزی نیست که در عکس یک گردشگر ثبت شود. شاید به همین دلیل مدیریت این مناطق فقط مسئله حفاظت از طبیعت نیست؛ مسئله تشخیص خطری است که ممکن است زمانی جدی گرفته شود که دیگر برای دیدنش نیازی به داده و پژوهش نباشد
اگر یک جزیره آشکارا ویران شده باشد، هشدار دادن درباره آن آسان است.  مسئله زمانی پیچیده‌تر است که ساحل هنوز زیبا باشد، قایق‌ها همچنان گردشگران را جابه‌جا کنند، آب هنوز آبی باشد و عکس‌هایی که مسافران با خود به خانه می‌برند همچنان شبیه تصاویر تبلیغاتی باشند.
در چنین شرایطی، فشار محیط‌زیستی آسان‌تر از چشم پنهان می‌ماند و تصمیم‌های دشوار نیز راحت‌تر به آینده موکول می‌شوند.
جزایر مالزی هنوز زیباست.
و شاید همین، بزرگ‌ترین خطر باشد.

وضعیت امروز

شاخص آلودگی تهران
درحال دریافت...

🌫 وضعیت گرد و غبار ایران

⏳
تهران
...
PM10 µg/m³
درحال دریافت اطلاعات...

پیشنهاد سردبیر

خبرنامه رادیو راوا

جدیدترین اخبار محیط زیست، گزارش‌ها، گفتگوها و محتوای اختصاصی را مستقیم در ایمیل خود دریافت کنید.

ما ایمیل‌های اضافی و مزاحم ارسال نخواهیم کرد. جزئیات بیشتر در سیاست حفظ حریم خصوصی.
.