آتنا امیری/ رادیو راوا
atena@radiorava.com
دریای خزر با سرعتی بیشتر از سالهای گذشته در حال پسروی است؛ روندی که مقامهای محیطزیست ایران میگویند میتواند دستکم تا میانه قرن ادامه پیدا کند. کاهش سطح آب اکنون دیگر تنها یک نگرانی برای آینده نیست؛ تالابهای ساحلی، بنادر، کشتیرانی، ماهیان و زیستگاههای طبیعی شمال ایران در حال مواجه شدن با پیامدهای آن هستند.
اما در حالی که مقامهای ایرانی از «بحران» سخن میگویند، بخشی از مشکلات محیطزیستی سواحل ایران، از ورود فاضلاب و شیرابه پسماند تا ضعف مدیریت زیستگاههای ساحلی، سالهاست که شناخته شدهاند و هنوز حل نشدهاند.
۲۳ سانتیمتر فقط در یک سال
احمدرضا لاهیجانزاده، معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، در نشست خبری هفتمین اجلاس کشورهای عضو کنوانسیون تهران گفته است روند کاهش تراز خزر از حدود سال ۱۹۹۵ آغاز شد.
به گفته او، متوسط کاهش سطح آب خزر بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ حدود ۷.۵ سانتیمتر در سال بود، اما این رقم در فاصله سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به حدود ۲۰ سانتیمتر در سال رسید و در سال ۲۰۲۶ کاهش تراز آب به حدود ۲۳ سانتیمتر رسیده است.
لاهیجانزاده هشدار داده مدلهای موجود نشان میدهند در صورت ادامه شرایط فعلی، کاهش سطح آب خزر ممکن است دستکم تا سال ۲۰۵۰ با آهنگی حدود ۲۰ سانتیمتر در سال ادامه داشته باشد.
این اعداد نشان میدهند مسئله فقط ادامه یک روند قدیمی نیست؛ سرعت افت تراز آب خزر در سالهای اخیر به شکل محسوسی افزایش یافته است.
برآوردهای سازمان ملل نیز تصویر نگرانکنندهتری ارائه میکنند. اینگر اندرسن، مدیر اجرایی برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد، در اردیبهشت امسال گفته بود که سطح آب خزر از دهه ۱۹۹۰ تاکنون حدود دو متر کاهش یافته است.
بر اساس دادههای موجود، سطح آب خزر ممکن است تا پایان قرن حاضر ۸ تا ۲۱ متر دیگر پایین برود.
اندرسن این وضعیت را همزمان یک «بحران محیطزیستی و انسانی» توصیف کرده و هشدار داده است که ادامه آن بنادر، شیلات، زیرساختها و جوامع ساحلی را تهدید خواهد کرد و میتواند هزینههای اقتصادی سنگینی به همراه داشته باشد.
چرا خزر عقب میرود؟
مقامهای سازمان حفاظت محیطزیست ایران تغییر اقلیم و افزایش تبخیر را مهمترین عامل کاهش سطح آب میدانند.
به گفته لاهیجانزاده، سالانه حدود ۳۰۰ تا ۳۶۰ میلیارد مترمکعب آب از سطح خزر تبخیر میشود.
در همین حال حدود ۸۰ درصد آب رودخانهای ورودی خزر از رود ولگا تأمین میشود. کاهش بارندگی در حوضههای آبریز و مدیریت و سدسازی روی رودخانهها نیز بر میزان آب ورودی اثر دارند، هرچند مقامهای ایرانی میگویند تأثیر افزایش دما و تبخیر در شرایط فعلی بیشتر است.
این یعنی ایران به تنهایی قادر به متوقف کردن کاهش تراز خزر نیست. بخش بزرگی از آب ورودی خارج از مرزهای ایران تأمین میشود و تغییر اقلیم نیز مسئلهای فرامرزی است. هر چند که این واقعیت، همه مسئولیت داخلی را از میان نمیبرد.
میانکاله و انزلی در خط مقدم
یکی از نخستین قربانیان پسروی خزر، اکوسیستمهای ساحلی هستند.
سازمان حفاظت محیطزیست هشدار داده ادامه کاهش تراز میتواند بخش بزرگی از زیستگاههای ساحلی را دگرگون کند و کیفیت حدود ۹۰ درصد این زیستگاهها را تحت تأثیر قرار دهد. تالابهای انزلی و میانکاله از مناطق حساس در برابر این تغییرات هستند.
شهرام فداکار، مدیرکل دفتر حفاظت از زیستبومها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیطزیست، گفته میانکاله وابستگی بیشتری به دریای خزر دارد، در حالی که بخش بیشتری از آب تالاب انزلی از ارتفاعات البرز تأمین میشود.
بنابراین پایین رفتن سطح خزر در همه سواحل اثری یکسان ندارد. استان گلستان، خلیج گرگان و میانکاله به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و عمق کم، در برابر پسروی آب آسیبپذیری بیشتری دارند.
تغییر اقلیم بخش مهم داستان خزر
معاون سازمان حفاظت محیطزیست خود اذعان کرده است که فاضلاب شهری و انسانی، پساب صنعتی، روانابهای کشاورزی و پسماند از منابع آلودگی دریای خزر هستند.
او همچنین گفته مشکل پسماند در استانهای شمالی، با وجود سالها برنامهریزی و اختصاص بودجه، همچنان به شکل مطلوب حل نشده است.
شیرابه زبالههایی که در مناطق نامناسب، حاشیه جنگلها یا نزدیک رودخانهها انباشته میشوند میتواند از طریق آبهای زیرزمینی و رودخانهها سرانجام به تالابها و خزر برسد.
لاهیجانزاده درباره نتیجه اقدامات انجامشده نیز گفته است که این اقدامات «تاکنون نتوانسته مشکل پسماند را در سطح استانهای شمالی به شکل مطلوب حل کند.»
این اعتراف اهمیت دارد: دولت ایران نمیتواند افزایش دمای جهان یا میزان آب ولگا را به تنهایی کنترل کند، اما مدیریت فاضلاب، پسماند، توسعه ساحلی و آلودگی رودخانههای داخل کشور مستقیماً در حوزه مسئولیت دستگاههای داخلی قرار دارد.
پیامدهای بحران حالا از زیستگاههای طبیعی فراتر رفته است.
مسعود پلمه، دبیرکل انجمن کشتیرانی ایران، گفته بنادر شمالی ایران پیشتر قادر بودند کشتیهایی با ظرفیت حدود شش هزار تن را در اسکله پذیرش کنند، اما با کاهش عمق آب این ظرفیت به حدود چهار هزار تن رسیده است.
این مسئله در شرایطی رخ میدهد که مسیرهای تجاری شمال ایران اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
در بخشهای شمالی خزر وضعیت حتی شدیدتر است. مقام سازمان حفاظت محیطزیست ایران گفته در بعضی مناطق شمال خزر، آب بین ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر عقب رفته و فعالیت بنادر را تحت تأثیر قرار داده است.
پسروی خزر بنابراین فقط داستان پرندگان مهاجر یا منظره ساحل نیست؛ هزینه آن میتواند وارد تجارت، اشتغال، شیلات و زیرساختهای ساحلی شود.
فک خزری و ماهیان در دریایی کوچکتر
خزر زیستگاه گونههایی است که بعضی از آنها در هیچ نقطه دیگری از جهان وجود ندارند.
برنامه محیطزیست سازمان ملل میگوید حدود ۹۰ درصد از باقیمانده جمعیت جهانی ماهیان خاویاری در این پهنه آبی زندگی میکنند. کاهش سطح آب میتواند دسترسی این ماهیان به دلتاهای رودخانهای مورد نیاز برای مهاجرت و تخمریزی را دشوارتر کند.
فک خزری، تنها پستاندار دریایی خزر، نیز در معرض تهدید قرار دارد.
ایران در اجلاس اخیر کنوانسیون تهران پیشنهاد تهیه برنامه اقدام منطقهای برای حفاظت از فک خزری را ارائه کرده است؛ پیشنهادی که به گفته مقامهای محیطزیست با استقبال کشورهای عضو روبهرو شده است.
بیست سال کنوانسیون؛ بحران همچنان عمیقتر میشود
کنوانسیون تهران در سال ۲۰۰۳ از سوی پنج کشور ساحلی امضا شد و از سال ۲۰۰۶ لازمالاجرا شد. اکنون، بیست سال پس از اجرایی شدن آن، پنج کشور بار دیگر در تهران گرد هم آمدهاند.
هفتمین نشست اعضای کنوانسیون از ۲۰ تا ۲۳ سپتامبر برگزار شد و کشورهای عضو درباره پایش محیطزیستی، حفاظت از منابع طبیعی و همکاری منطقهای اسنادی را تصویب کردند.
اما خود مقامهای ایرانی میگویند حتی درباره سازوکار مشترک پایش و تبادل دادههای محیطزیستی میان پنج کشور هنوز مذاکرات ادامه دارد.
این شاید مهمترین تناقض بحران خزر باشد: سرعت پایین رفتن آب را امروز با سانتیمتر در سال اندازه میگیرند، اما سرعت توافق و اجرای سیاستهای مشترک همچنان با سال و دهه.
نشستها و بیانیهها میتوانند چارچوب همکاری ایجاد کنند، اما هیچ بیانیهای سطح آب را بالا نمیآورد، فاضلاب را تصفیه نمیکند و شیرابه زباله را از رودخانهها بیرون نمیکشد.
خزر احتمالاً دیگر به شکل چند دهه پیش بازنخواهد گشت. مسئله اکنون فقط «نجات» آن نیست؛ مسئله این است که پنج کشور ساحلی، از جمله ایران، برای سازگار شدن با دریایی کوچکتر چه میکنند.
و برای ایران سؤال فوریتر است: پیش از آنکه خط ساحلی چند کیلومتر دیگر عقب برود، آیا مدیریت سواحل نیز از مرحله هشدار و تدوین برنامه جلوتر خواهد رفت؟




