حفاظت از اکوسیستم یا بازتعریف اقتصاد عبور؟
آتنا امیری/ رادیو راوا
atena@radiorava.com
وقتی نام تنگه هرمز مطرح میشود، معمولاً ذهن بازارها به سمت جنگ، نفت و تهدید بسته شدن مسیر میرود. اما در اردیبهشت ۱۴۰۵، مقامات جمهوری اسلامی زبان متفاوتی را وارد ادبیات ژئوپلیتیک منطقه کردند: «هزینه خدمات محیطزیستی و دریایی».
ایران میگوید قصد ندارد از کشتیها «عوارض عبور» بگیرد. مقامهای رسمی اصرار دارند آنچه مطرح شده، دریافت هزینه برای خدماتی مانند مدیریت ترافیک دریایی، حفاظت محیطزیستی، ایمنی عبور و واکنش به حوادث دریایی است. موضوعی که اگر چه در صورت اجرایی شدن نخستین تلاش جدی برای حفاظت محیطزیست در یکی از حیاتیترین آبراههای جهان را رقم میزند اما در عمل به یک ابزار حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است.
هرمز؛ فقط یک گذرگاه نفتی نیست
در شرایط عادی حدود یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. اختلال در هرمز فقط قیمت نفت را تغییر نمیدهد؛ هزینه بیمه، حملونقل، امنیت دریایی و حتی قیمت مصرفکننده در کشورهای دوردست را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. اما بخش کمتر دیدهشده آن، محیطزیست است.
خلیج فارس از نظر اکولوژیک یک سامانه شکننده است: عمق کم، تبادل محدود آب با اقیانوس، شوری بالا، دمای زیاد و تمرکز سنگین صنایع نفت و گاز دلایلی هستند که سبب باقی گذاشتن آلودگی طولانی مدت در منطقه و کندتر شدن روند بازسازی اکوسیستم میشوند.
استدلال ایران: عبور رایگان، آلودگی رایگان نیست
مقامهای ایرانی در توضیح طرح جدید استدلال کردهاند که کشتیها سالها از این مسیر استفاده کردهاند اما هزینه واقعی فشار محیطزیستی و خدمات ایمنی را کشورهای ساحلی پرداختهاند.
چندی پیش کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، اعلام کرد که تنگه باز خواهد ماند اما شرایط عبور جدید بر اساس نوع کشتی، بار و چارچوبهای مشترک تعیین میشود.
هر چند که در ادبیات سیاست محیطزیست، این منطق بیگانه نیست و اصل «آلودهکننده پرداخت میکند» سالهاست در اروپا و در مالیات کربن و مقررات حملونقل استفاده میشود اما یک تفاوت مهم وجود دارد: در اروپا معمولاً شاخص، هدف کاهش آلودگی و گزارشدهی عمومی وجود دارد اما در طرح جدید اعلامی مقامات جمهوری اسلامی برای تنگه هرمز، هنوز چنین سازوکاری مشخص نشده است.
منتقدان چه میگویند؟
مشکل خلیج فارس فقط کشتیها نیست کارشناسان دریایی و محیطزیستی میگویند بخش بزرگی از فشار اکولوژیک منطقه از منابع ساحلی نظیر استخراج نفت و گاز، صنایع پتروشیمی، توسعه بندری، شیرینسازی آب دریا، تخلیه پساب و ساختوساز ساحلی ناشی میشود و در صورتی که حتی با وجود دریافت عوارض، سیاست تولید آلودگی تغییر نکند، اثر محیطزیستی آن محدود خواهد بود.
نقطه مبهم: محیطزیست یا حاکمیت؟
در هفتههای اخیر مقامهای ایرانی تأکید کردهاند مدیریت هرمز به وضعیت قبلی بازنمیگردد و ایران و عمان نقش تعیینکنندهای در آینده اداره مسیر دارند. همزمان گزارشهایی منتشر شده که از ایجاد ساختارهای جدید برای مدیریت عبور و دریافت هزینه خبر میدهند. این همان نقطهای است که بحث محیطزیست وارد ژئوپلیتیک میشود. زیرا اگر کشتی برای عبور پول بدهد، سؤال بعدی این است: آیا پول برای حفاظت از اکوسیستم هزینه میشود یا برای تثبیت کنترل بر مسیر و یا نوع جدیدی از باجخواهی؟ در تجربه جهانی، محیطزیست معمولاً سه ویژگی دارد: شفافیت، قابلیت حسابرسی و اندازهگیری نتیجه.
اگر دولت یا نهادی مالیات سبز دریافت کند، انتظار میرود دادههای کیفیت آب، کاهش آلودگی، وضعیت زیستگاهها و محل هزینهکرد منتشر شود.
تا امروز جزئیات عمومی چنین سازوکاری برای هرمز منتشر نشده است.
به نظر میرسد طرح ایران را نمیتوان صرفا تبلیغات یا نوآوری دانست. هر چند که در واقعیت تنگه هرمز واقعا فشار محیطزیستی دارد و دولتمردان در سیاست بیش از پیش از محیط زیست برای سوار شدن در قدرت استفاده میکنند اما سوال اصلی این است که اساسا پس از تصویب این طرح و دریافت عوارض آیا خلیج فارس پاکتر از قبلی خواهیم داشت؟ اگر پاسخ مثبت است، شاید تنگه هرمز آغازگر فصل جدیدی از تأمین مالی حفاظت دریایی باشد.




